چگونه می توان با یادگیری ۱۰ مهارت زندگی، استاد کاهش وزن شد؟

life skills

زندگی سالم بیش از آنکه دانش بخواهد مهارت می‌طلبد.

برخلاف تصور رایج دانایی همیشه توانایی نیست.

تازه اگر توهم دانایی بزنیم که دیگر هیچ!

مهارت، اما، یعنی خودِ بودن. همان تکرار بودن در زندگی.

هر چه شاد بودن را زیست کنیم در این نوع از بودن ماهرتریم. بلدیم چطور شادی کنیم. برعکس، هرچه بیشتر افسردگی را زندگی کنیم پس از مدتی دیگر به سختی می‌توانیم شادی کنیم.

دقت کنید! چه کسی در مورد مضرات غذاهای ناسالم نمی‌داند؟ کسی هست که نداند ورزش کردن برای سلامت ما ضروری است؟

اما چرا نمی‌توانیم؟

چون مهارت لازم برای انجام یا ترک رفتارهایی که مستقیم و غیر مستقیم با وزن و سلامت ما در ارتباط هستند نداریم.

هر چه در جعبه ابزار زندگی مهارت‌های مختلف داشته باشیم استادکار زندگی خود خواهیم بود و مشکلات‌مان را به خوبی مدیریت می‌کنیم.

خواه مشکل اضافه وزن باشد یا اضافه کار، هدف‌مان مدیریت وزن باشد یا مدیریت پروژه.

اگر مهارتش را داشته باشیم، برطرفش می‌کنیم. به خوبی انجامش می‌دهیم. از پسش بر می‌آییم؛ بدون نیاز به درمان‌های سطحی و مقطعی که گاهی از اساس به زندگی و سلامت‌مان آسیب می‌زند.

بی نیاز از هر قرص و دم نوش و پیکر تراشی و … به وزن مطلوب و سالم می‌رسیم و برای همیشه مراقبش هستیم.

بدون اینکه بگذاریم کسی ما را احمق فرض کند و راه حل خرکی برای کاهش وزن و لاغری بفروشد.

پس کلید اصلی توسعه مهارت‌های زندگی‌ست.

این حرف تازه‌ای است؟

خیر، سازمان بهداشت جهانی در سال ۱۹۹۸ مجمعی تشکیل داد که در آن به موضوع اهمیت توسعه مهارت‌های زندگی برای ارتقا رفتارهای سالم و افزایش کیفیت زندگی پرداخته شد و مدلی استخراج شد که در بسیاری از سیاست‌گذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های سلامت در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پس اگر به هر دلیلی می‌خواهید وزن کم کنید

اگر اضافه وزن شما منجر به بروز یا زمینه‌ساز دیابت، کبد چرب یا هر بیماری دیگری شده و لازم است وزن خود را کم کنید

یا دل‌تان می‌خواهد به وزن مناسب برسید و تناسب اندام داشته باشید

یا کیفیت زندگی برای‌تان مهم است

یا به پیشگیری باور دارید و می‌خواهید سبک زندگی‌تان را بهبود دهید غذای سالم بخورید ورزش کنید و از جسم و ذهن و جان خود مراقبت کنید

سازمان بهداشت جهانی توصیه می‌کند در ۵ موضوع اصلی زیر ماهر شوید:

تصمیم‌گیری و حل مساله

تفکر خلاقانه و تفکر نقادانه

مهارت‌های ارتباط و رابطه

خودآگاهی و همدلی

مدیریت احساسات و هیجانات و مدیریت استرس

اما به نظر من مهارت‌های دیگری هم لازم دارید.

شاید هم بتوان گفت خرده مهارت‌هایی مثل

ایجاد عادت سالم و سازنده

برنامه ریزی و مدیریت زمان

روی کدام مهارت زندگی تمرکز کنیم؟

این را شما می‌دانید و بس. نیاز شما تعیین کننده است.

اگر مشکل از جایی شروع می‌شود که سرتان شلوغ است و وقت نمی‌کنید ورزش کنید احتمالا نیاز به بازنگری در مدیریت زمان دارید.

اگر رژیم و ورزش را شروع می‌کنید اما زود بی انگیزه می‌شوید شاید لازم باشد یاد بگیرید مسایل‌تان را بهتر حل کنید یا با خودآگاهی به انگیزه‌های درونی قوی خود دسترسی پیدا کنید و آنها را جایگزین انگیزه‌های الکی و آبکی بیرونی کنید.

اما من هم یک پیشنهاد دارم. ببینید کدام پایه‌ای است یعنی ظرفیت بهبود سایر مهارت‌ها را بالا می‌برد و اثربخشی بالاتری دارد. مثلا من اگر خودآگاهی بهتری داشته باشم احتمالا بهتر می‌توانم احساسات خود را مشاهده و مدیریت کنم.  

آیا توسعه مهارت‌های زندگی پیش‌نیاز دارد؟

به نظر من بله. کار هر کسی نیست که به جای توسل به رژیم و قرص و دم نوش و پیکرتراشی و … بخواهد مهارت‌های خود را توسعه دهد که تا از پس مدیریت وزن بر بیاید.

این یک انتخاب فردی است و باور متناسب با خودش را می طلبد. به نظر من ما به سه باور مرکزی اصلی زیر نیاز داریم:

تاثیر گذار بودن

توانمند بودن

ارزشمند بودن

بدون تقویت این سه باور از سر ناچاری دنبال راه‌های راحت اما بی‌فایده یا حتی پرضرر می‌گردیم. شما که به این جای این نوشته رسیده‌اید به احتمال زیاد سطح خوبی از این سه باور را دارید یا زمینه پرورش آن را برای خود حفظ کرده‌اید وگرنه در حال خواندن مطالبی در مورد رژیم‌های خرکی برای لاغری و روش‌های احمقانه کاهش وزن بودید.

چرا من در نقش مربی سلامت و مشاور تغذیه به توسعه مهارت‌های زندگی اهمیت می‌دهم؟

اول ازمشاهده و تجربه شغلی‌ام بگویم.

آنچه در تجربه اغلب مراجعینم که با هدف کاهش وزن مراجعه می‌کنند مشاهده کرده‌ام نشان می‌دهد هر چه مهارت‌ها را (آگاهانه یا ناخودآگاه) بیشتر و بهتر بلد باشند تبعیت از رژیم یا الگوی غذایی و سبک زندگی سالم کار آسان‌تر و دلپذیرتری خواهد بود و رفتارهای مربوط به سلامت تغییر پایدارتری خواهد داشت.

اما شاید بخواهید تجربه شخصی‌ام در رابطه با توسعه مهارت ها را هم بدانید.

داستان از دست و پا زدن خودم شروع می شود. درست از زمانی که بی خیال دکترا گرفتن شدم (اگر نگویم کار، کارِ محمدرضاست باید بگویم بی‌تقصیر نیست) به فکر توسعه مهارت‌هایم افتادم.

نیاز واقعی‌ام همین بود.

کمبود هم که تا دل‌تان بخواهد داشتم.

خودمانیم؛ کجا یاد گرفته‌ایم که چگونه ارتباط موثر داشته باشیم.

چند واحد دانشگاهی مهارت-محور داریم.

شاید شهودی بلد باشیم حل مساله کنیم یا خوب تصمیم بگیریم اما آموزش ندیده‌ایم. آموزش درست که ندیده‌ایم هیچ، در بعضی موارد با آموزش غلط، چرندیات توی مخ‌مان کرده‌اند.

این نیاز، من را دانشجوی متمم کرد و متمم شد محل توسعه مهارت‌های من.

در همان روزها یادگیری کوچینگ نقطه عطفی شد برای اینکه مهارت‌هایی مثل ارتباط موثر را بهبود دهم.

امروز که مرور و ارزیابی می‌کنم در این مدت که در کنار دانش وقت بیشتری برای مهارت‌ها گذاشته‌ام در حرفه‌ی خودم رشد و رضایت بیشتری را به دست آورده‌ام.

مسایل و مشکلات زندگی‌ام را بهتر می‌توانم مدیریت یا حل کنم و از کیفیت بالاتر زندگی لذت بیشتری هم می‌برم.

خلاصه که فهمیدم زندگی مهارت می‌خواهد.

بنابراین به این فکر افتادم به ارتباط توسعه مهارت‌ها و زندگی سالم بیشتر توجه کنم، درباره آن بنویسم و این نگرش را ترویج دهم.

تلاش می‌کنم به افرادی که با هدف کاهش وزن و لاغری مراجعه می‌کنند کمک کنم در مسیر توسعه فردی قدم بردارند و مهارت‌های زندگی خود را بهبود دهند. کاری با هزینه کم اما نتایجی فوق العاده. 

شما چطور؟ چقدر به توسعه مهارت‌های خود اهمیت می‌دهید؟ چقدر برایش وقت و انرژی می‌گذارید و چه نتایجی به دست آورده‌اید؟ خوشحال می‌شوم تجربه‌تان را در این زمینه بشنوم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *